محمد الريشهري
17
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
شكافتند و دندان پيشينش را شكستند ؟ " . پس خداوند عز و جل اينآيه را فرو فرستاد : " تو را در اين كارها دستى نيست . [ خدا ] يا بر آنان مىبخشايد ، يا عذابشان مىكند ؛ زيرا آنان ستمكارند " . 9155 . تفسير القمّى در بيان ماجراى بعد از جنگ احد : چون پيامبر صلى اللّه عليه و آله از جنگ احد برگشت و وارد مدينه شد ، جبرئيل عليه السلام بر ايشان فرود آمد و گفت : اى محمّد ! خداوند به تو فرمان مىدهد كه اين قوم ( مشركان ) را تعقيب كنى و كسى جز افراد مجروح ، همراه تو نيايد ! پس پيامبر خدا به منادى فرمود تا ندا دهد : " اى گروه مهاجران و انصار ! هر كس جراحتى دارد ، بيرون بيايد و هر كس مجروح نيست ، بماند " . آنان ، شروع به مرهم نهادن بر زخمهاى خود و مداواى آنها كردند و خداوند ، اين آيه را بر پيامبرش نازل فرمود : " و در دست يافتن به آن قوم ، سستى مكنيد . اگر شما درد مىكشيد ، آنها نيز چون شما درد مىكشند ؛ ولى شما از خدا چيزى را اميد داريد كه آنان ، اميد ندارند " و خداوند عز و جل پس ، مسلمانان با وجود درد و جراحتى كه داشتند ، [ براى تعقيب مشركان ] بيرون رفتند . 9156 . كنز العمّال به نقل از ابو سعيد : در جنگ احد ، چهره پيامبر خدا شكاف برداشت و دندان پيشين او شكست . در آن روز ، پيامبر خدا ايستاد و دستهاى خود را به سوى آسمان بلند كرد و گفت : " خداوند بر يهود كه گفتند : عُزَير ، پسر خداست ، سخت خشم گرفت و بر نصارا كه گفتند : مسيح ، پسر خداست ، سخت خشم گرفت . خشم خدا سخت است بر كسى كه خون مرا ريخت و با آزردن خاندانم ، مرا آزرد ! " . 9157 . كنز العمّال به نقل از ابو حميد ساعدى : هنگامى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله از مدينه به قصد احد بيرون آمد ، در عبور از ثَنيَّةُ الوداع با يك گردان سراپا مسلّح برخورد كرد . پرسيد : " اينها كيستند ؟ " . گفتند : عبد اللّه بن ابى است با ششصد تن از همپيمانان خود از يهوديان بنى قَينُقاع . فرمود : " آيا اسلام آوردهاند ؟ "